
امام حسين (ع) و ياران او
امام حسين (ع) در سوم شعبان سال چهارم هجري در مدينه به دنيا آمد.
رسول خدا (ع) نام اين فرزند زهرا (س) را حسين نهاد وي مورد علاقه شديد پيامبر
خدا(ص) بود و آن حضرت دربارة او فرمود: «حسين مني و انا من حسين....» و در آغوش
پيامبر بزرگ شد. هنگام رحلت رسول خدا، شش ساله بود در دوران پدرش علي بن ابي طالب
(ع) نيز از موقعيت والايي برخوردار بود، علم، بخشش، بزرگواري، فصاحت، شجاعت،
تواضع، دستگيري از بينوايان، عفو و حلم و .... از صفات برجسته اين حجت الهي بود.
در دوران خلافت پدرش در كنار آن حضرت بود و در سه جنگ «جمل»، «صفين» و «نهروان»
شركت داشت.پس از شهادت پدرش كه امامت به حسن بن علي (ع) رسيد همچون سربازي مطيع
رهبر و مولاي خويش و همراه برادر بود پس از انعقاد پيمان صلح (صلح امام حسن (ع) با
معاويه حاكم شام) با برادرش و بقيه اهل بيت (ع) از كوفه به مدينه آمدند. با شهادت
امام مجتبي (ع) در سال 49 يا 50 هجري (كه به دست همسرش جعده، دختر اشعث بن قيس
الكندي مسموم شد و پس از چهل روز به شهادت رسيد. معاويه با توطئه به ازدواج
درآوردن يزيد با جعده اين كار را تدارك ديد). بار امامت به دوش سيدالشهدا قرار
گرفت. در آن دوران ده ساله كه معاويه بر حكومت مسلط بود، امام حسين (ع) همواره يكي
از معترضين سرسخت نسبت به سياستهاي معاويه و دستگيريها و قتلهاي او بود و نامه هاي
متعددي در انتقاد از رويه معاويه در كشتن حجربن عدي و يارانش و عمروبن حمق خزاعي
كه از وفاداران به علي (ع) بودند و اعمال ناپسند ديگر او نوشت. در عين حال حسين بن
علي (ع) يكي از محورهاي وحدت شيعه و از چهره هاي برجسته و شاخصي بود كه مورد توجه
قرار داشت و همواره سلطه اموي (حكومتي كه از سال 41 هجري با معاويه اولين خليفه
اموي شروع مي شود و تا سال 132 هجري ادامه مي يابد) از نفوذ شخصيت او بيم داشت با
مرگ معاويه در سال 60 هجري يزيد به والي مدينه نوشت كه از امام حسين (ع) به نفع او
بيعت بگيرد اما سيدالشهداء كه فساد يزيد و بي لياقتي او را مي دانست، از بيعت
امتناع كرد و براي نجات اسلام از بليه سلطه يزيد كه به زوال و محو دين مي انجاميد،
راه مبارزه را پيش گرفت از مدينه به مكه هجرت كرد و در پي نامه نگاريهاي كوفيان و
شيعيان عراق با آن حضرت و دعوت براي آمدن به كوفه آن امام ابتدا مسلم بن عقيل را
فرستاد و نامه هايي براي شيعيان كوفه و بصره نوشت و با دريافت پاسخ كوفيان در بيعتشان
با مسلم بن عقيل در روز هشتم ذيحجه سال 60 هجري از مكه به سوي عراق حركت كرد.
پيمان شكني كوفيان و شهادت مسلم بن عقيل، اوضاع
عراق را نامطلوب ساخت و سيدالشهدا كه همراه خانواده، فرزندان و ياران به سوي كوفه
مي رفت، پيش از رسيدن به كوفه در سرزمين «كربلا» در محاصره سپاه كوفه قرار گرفت.
تسليم نيروهاي يزيد نشد و سرانجام در روز عاشورا در آن سرزمين، مظلومانه و تشنه
كام، همراه اصحابش به شهادت رسيد. از آن پس كربلا كانون الهام و عاشورا سرچشمه
قيام و آزادگي شد و كشته شدن وي سبب زنده شدن اسلام و بيدار شدن وجدانهاي خفته گرديد.
.
خون او تفسيراين اسرار
كرد ملت خوابيده را بيدار كرد
ـ اصحاب شهادت طلب و با وفاي سيدالشهداء(ع)
نمونه بارز آگاهي، ايمان، شجاعت و فداكاري بودند .... آنان كه در ركاب سيدالشهداء
به فيض شهادت رسيدند جمعي از بني هاشم بودند. جمعي از مدينه با آن حضرت آمده
بودند، برخي در مكه در طول راه به وي پيوستند. برخي هم از كوفه توانستند به جمع
آن حماسه سازان شهيد بپيوندند. كساني هم در راه نهضت حسيني، پيش از عاشورا شهيد
شدند،كه آنان نيز جزء اصحاب او به شمار مي آيند. (چون مسلم بن عقيل و قيس بن مسهر
صيداوي و ...)
ـ مدت قيام امام حسين
(ع) از روز امتناع از بيعت با يزيد تا روز عاشورا 175 روز طول كشيد (12 روز در
مدينه، 4 ماه 10 روز در مكه، 23 روز در بين راه مكه تا كربلا و 8 روز در كربلا از
2 تا 10 محرم)

اخلاق و رفتار امام حسين (ع): 
با نگاهی اجمالی به 56سال زندگی سراسر خداخواهی و خداجويی
حسين (ع )، درمي يابيم که همواره وقت او به پاکدامنی و بندگی و نشر رسالت احمدی
و مفاهيم عميقی والاتراز درک و ديد ما گذشته است .اکنون مروری کوتاه به
زوايای زندگانی آن عزيز، که پيش روی ما است :
جنابش به نماز و نيايش با
پروردگار و خواندن قرآن و دعا و استغفار علاقه بسياری و حتی در آخرين شب داشت . گاهی در
شبانه روز صدها رکعت نماز مي گذاشت . درزندگی دست از نياز و دعا برنداشت ، و خوانده ايم که از دشمنان
مهلت خواست تابتواند با خدای خويش به خلوت بنشيند. و فرمود: "خدا مي داند که
من نماز و تلاوت قرآن و دعای زياد و استغفار را دوست دارم ".
حضرتش بارها پياده به خانه
کعبه شتافت و مراسم حج را برگزار کرد.
ابن اثير در کتاب
"اسد الغابة " مي نويسد:
"کان الحسين رضی الله
عنه فاضلا کثير الصوم و الصلوة و الحج و الصدقة و افعال الخير جميعها.

شخصيت حسين بن علی
(ع ) آنچنان بلند و دور از دسترس و پرشکوه بود که وقتی بابرادرش امام مجتبی (ع )
پياده به کعبه مي رفتند، همه بزرگان و شخصيتهای اسلامی به احترامشان از مرکب پياده شده ، همراه
آنان راه مي پيمودند.احترامی که جامعه برای حسين (ع ) قائل بود، بدان جهت
بود که او با مردم زندگی مي کرد - از مردم و معاشرتشان کناره نمي جست - با جان جامعه
هماهنگ بود، همانند ديگران از مواهب و مصائب
يک اجتماع برخوردار بود، و بالاتر از همه ايمان بي تزلزل او به خداوند، او را غم خوار
و ياور مردم ساخته بود. و گرنه ، او نه کاخهای مجلل داشت و نه سربازان و غلامان
محافظ، و هرگز مثل جباران راه آمد و شد را به گذرش بر مردم نمي بستند، و حرم رسول الله (ص
) را برای اوخلوت نمي کردند...
اين روايت يک نمونه از
اخلاق اجتماعی اوست ، بخوانيم :
روزی از محلی عبور مي
فرمود، عده ای از فقرا بر عباهای پهن شده شان نشسته بودند و نان پاره های خشکی مي خوردند،
امام حسين (ع ) مي گذشت که تعارفش کردند و او هم پذيرفت ، نشست و تناول فرمود و آن گاه
بيان داشت : "ان الله لا يحب المتکبرين "،خداوند متکبران را دوست نمي
دارد.
شعيب بن عبدالرحمن
خزاعی مي گويد: "چون حسين بن علی (ع ) به شهادت رسيد، بر پشت مبارکش آثار پينه مشاهده کردند، علتش
را از امام زين العابدين (ع ) پرسيدند،فرمود اين پينه ها اثر کيسه های غذايی
است که پدرم شبها به دوش مي کشيد و به خانه زنهای شوهرمرده و کودکان يتيم و
فقرا مي رسانيد".
شدت علاقه امام حسين (ع )
را به دفاع از مظلوم و حمايت از ستم ديدگان مي توان در داستان "ارينب وهمسرش عبدالله بن
سلام " دريافت ، که اجمال و فشرده اش را در اينجا متذکر مي شويم : يزيد به زمان ولايت عهدي ، با اين که
همه نوع وسايل شهوترانی و کام جويی و کامروايی از قبيل پول ، مقام ، کنيزان رقاصه
و... در اختيار داشت ، چشم ناپاک و هرزه اش را به بانوی شوهردار عفيفی دوخته بود.
پدرش معاويه به جای اين که
در برابر اين رفتار زشت و ننگين عکس العمل کوبنده ای نشان دهد، با حيله گری و دروغ
پردازی و فريبکاري ، مقدماتی فراهم ساخت تا زن پاکدامن مسلمان را از خانه شوهر جدا
ساخته به بستر گناه آلوده پسرش يزيد بکشاند.حسين بن علی (ع ) از قضيه باخبر شد، در
برابر اين تصميم زشت ايستاد و نقشه شوم معاويه را نقش بر آب ساخت و با استفاده از يکی از قوانين اسلام
، زن را به شوهرش
عبدالله بن سلام بازگرداند و دست تعدی و تجاوز يزيد را از خانواده مسلمان و پاکيزه ای قطع نمود و با اين کار همت
و غيرت الهي اش را نمايان و علاقه مندی خود را به حفظ نواميس جامعه مسلمانان ابراز
داشت ، و اين رفتار داستانی شد که در مفاخر آل علی (ع ) و دناءت و ستمگری بنی اميه ، برای هميشه در
تاريخ به يادگارماند.

علائلی در کتاب "سمو
المعني " مي نويسد:
"ما در تاريخ انسان
به مردان بزرگی برخورد مي کنيم که هر کدام در جبهه و جهتی عظمت و بزرگی خويش را جهان گير ساخته
اند، يکی در شجاعت ، ديگری در زهد، آن ديگری در سخاوت ، و... اما شکوه و بزرگی امام
حسين (ع ) حجم عظيمی است که ابعاد بي نهايتش هر يک مشخص کننده يک عظمت فراز تاريخ است ، گويا او
جامع همه والاييها
و فرازمنديها است ".
آري ، مردی که وارث بي
کرانگی نبوت محمدی است ، مردی که وارث عظمت عدل و مروت پدری چون حضرت علی (ع ) است و
وارث جلال و درخشندگی فضيلت مادری چون حضرت فاطمه (س ) است ، چگونه نمونه برتر و
والای عظمت انسان و نشانه آشکار فضيلتهای خدايی نباشد. درود ما بر او باد که بايد او را سمبل
اعمال و کردارمان قرار دهيم .امام حسين (ع ) و حکايت زيستن و شهادتش و لحن گفتارش
و ابعاد کردارش نه تنها نمونه يک بزرگ مرد تاريخ را برای ما مجسم مي سازد، بلکه او با
همه خويشتن ، آيينه تمام
نمای فضيلتها، بزرگ منشيها، فداکاريها، جان بازيها، خداخواهيها وخداجوييها مي باشد، او به تنهايی مي تواند
جان را به لاهوت راهبر باشد و سعادت بشريت را ضامن گردد.
بودن و رفتنش ، معنويت و فضيلتهای انسان را ارجمند نمود.

منبع اين گفتار: http://yamazlom.blogfa.com/post-137.aspx
اشك بايد
ريخت
زار بايد زد
عشق يعني اين
خودپرستي را بارها
دار بايد زد
شب پر از رازست
رازها را
باز بايد خواند
نبري از يادت
شب مهتابي را
نفس خسته بي خوابي را
نبري از يادت
گرمي خون شهادتش را

رنگ چشمان پاك و روشن آهوي
كودكي اش را
من تو را با نفسم از قفسه
سينه ي خود مي خوانم
من تو را مولاجان مي خواهم
نبري از يادت
آن شب تنهايي
آن شب ملتهب نوراني
دست من در طلب ماه به رخسارت خورد
اشكي اما دل من را افسرد
تو به چشمان من جان بخشيدي
ني كه در چشم دلم نورهدايت دادي
نبري از يادت
التماس دل غمگين مرا
من تو را مي خوانم
باز بي چون و چرا مي خواهم .
با تصرف در شعر دكتر حسين فهيمي با عنوان نبري از يادت

روزي
صيادي از بيابان ، بچه آهويي را به عنوان هديه نزد پيامبراكرم (صلــّّي
اللهُ عليه وآله) آورد و عرض كرد :
« يا
رسول الله ، اين بچه آهو را براي دو فرزند عزيزت، حسن و حسين (عليه
السلام)
آورده ام »
در آن
لحظه ؛ حسن (عليه السلام) در آنجا حضور داشت، پيامبر (صلي
اللهُ عليه و آله) هديه را به او دادند. پس از مدتي حسين (عليه
السلام) كه
كودكي خردسال بود از راه رسيد. وقتي ديد برادرش با يك آهوي زيبا بازي مي كند، همانند
آن را از پدربزرگ تقاضا نمود و خواسته ي خود را مرتبا تكرار مي كرد .
پيامبر(صلي
اللهُ عليه و آله) هركاري كه لازم بود انجام داد تا حسين(عليه
السلام) را
آرام كند ؛ اما او راضي نمي شد.
در
اين هنگام در اوج حيرت و تعجب مردم؛ آهويي همراه بچـّه اش خدمت رسول خدا (صلي
اللهُ عليه و آله) رسيدند.
آهو
به اذن خداوند لب به سخن گشود و گفت:
« اي
پيامبر ، خداوند به من دوبچـّه عنايت كرد كه يكي از آنها را صياد گرفت و نزد شما
آورد ، من نيز دلخوش به بچـّه ي ديگرم بودم كه ناگهان ندايي به گوشم رسيد كه مي
گفت:
اي
آهو ! حسين(عليه السلام) از پيامبر(صلي
اللهُ عليه و آله) بچه آهو مي خواهد هرچه زودتر خودت را به آنجا برسان تا
مبادا حسين (عليه السلام) گريه كند ؛ زيرا ملائك بخاطر او سر از سجده
گاه برداشته و نگرانند . چراكه اگر حسين گريه كند همه ي فرشتگان مقرب الهي گريه
خواهند كرد! »
آهو
ادامه داد:
«
خوشحالم و خدا را سپاسگزارم كه قبل از جاري شدن اشك حسين (عليه
السلام) به
اراده و قوت او توانستم خود را به شما برسانم و بچـّه ي خود را به حسين (عليه
السلام)
تقديم كنم.»
در
اين هنگام صداي تكبير مردم بلند شد . پيامبر(صلي
اللهُ عليه و آله) براي آهو دعاي خير نموده و بچه ي آهو را به حسين (عليه
السلام) داد.
بدين صورت ، حسن و حسين (عليه السلام) هركدام بچه آهويي داشتند كه با آن
بازي كنند .
منبع: بحارالانوار، ج43/312،عجايب و معجزات امام حسين
(ع)/36.

مــهر تو را به عالم امكان نمي دهم
اين گنج پربهاست ، كه
ارزان نمي دهم
جان مي دهم به شوق وصال تو، يا حسين
تا برسرم قدم ننهي ، جان نمي دهم
اي خاك كربلاي تو، مــُهرنماز من
آن مـُهر را، به مـُهر سليمان نمي دهم

قـلــّه هاي موفقيت از نگاه عاشوراي حسيني 
انسانهاي بزرگ براي رسيدن به موفقيت و پيروزي ، مسير مشخص و معيني را پيموده اند و براي بدست آوردن زيبايي ها ، فراز و نشيب هاي زيادي را طي كرده اند تا در قله هاي رفيع خوشبختي و معرفت با اقتدار بايستند . راز و رمز موفقيت خيلي پيچيده نيست فقط بايد قدري تأمل كرد و در زندگي انسانهايي كه موفقيت خلق كرده اند قدري انديشيد و راه و رسم آنان را در زندگي خود پياده نمود . حماسه عاشورا سراسر نكاتي است آموزنده براي رسيدن به يك زندگي موفق و متعال براي آنان كه خواهان رسيدن به موفقيت و خوشبختي هستند . دراين مطلب سعي مي شود جهت رسيدن به يك زندگي ايده آل و موفق به بعضي از نكات آموزنده صحنه عاشورا اشاره نمود كه انشاءالله با الگو قرار دادن اين نكات بتوانيم زندگي بسيار دلنشين و آرامي را براي خود واطرافيانمان خلق كنيم :
:::: توكل به خداي مهربان ::::
از مشهودترين نكات آموزنده حادثه عاشورا كه ازآفرينندگان اين تابلوي زيباي تاريخ مي توان آموخت اتكاي واقعي به خداي مهربان است . يادمان باشد كه امام حسين عليه السلام در سخت ترين لحظه نبرد و زماني كه تيرهاي دشمن بر او و فرزندانش هجوم مي آورد با اقامه ي نماز عشق به ما آموخت كه در مسير پرتلاطم رنجها و مصيبت هاي زندگي ، معاشقه با محبوب ، زيباترين آرامش را براي وصال به خوشبختي محقق مي سازد .
:::: بخشودن ديگران ::::
انسانهاي موفق براحتي ديگران را مي بخشند و به دنبال بهانه اي مي گردند تا عذر
ديگران را در قبال كوتاهي ها و تقصيرها بپذيرند ، چراكه اين بخشش زيباترين هديه ،
يعني آرامش را به آنان بازمي گرداند وهنگامي كه راه بخشش را برمي گزينيم و تغيير
مي كنيم ، ديگران هم تغيير مي كنند .
:::: مثبت نگري ::::
لحظه هاي زندگي مجموعه ايست از زيبايي ها و ناملايمات كه اگر نگاه ما به زندگي مثبت باشد ، سختي ها را نيز فرصتي براي رشد و كمال مي يابيم و از مشكلات زندگي به عنوان نعمات الهي استقبال مي كنيم . از نظر كسي كه مثبت فكر ميكند يك مشكل صرفا موقعيتي تازه براي آموختن است . در حادثه كربلا وقتي از حضرت زينب سلام الله عليها مي پرسند كه اين واقعه را چگونه ديدي ؟ با نگاهي سرشار از موفقيت و پيروزي مي فرمايند : " ما رايت الا جميلا " بجز زيبايي هيچي نديدم .اين درحاليست كه عزيزترين افراد خانواده ي ايشان دراين واقعه به شهادت رسيده اند ولي به دليل نگاه متعالي آن حضرت اين حادثه ي به ظاهر تلخ بسيار زيبا و قابل تحسين است .
:::: اعتماد به نفس ::::
موفقيت يك انسان بدون داشتن اعتماد به نفس بي معناست .همه ي انسانهايي كه در طول تاريخ كارهاي بزرگ كرده اند داراي اعتماد به نفسي عالي بودند . براي كسب اعتماد به نفس مي بايست انسان در ابتدا خود را بشناسد و وقتي به عظمت وجود خود و جايگاه متعالي وجود خويش پي برد مي تواند استعدادها و قابليتهاي خود را بروز دهد .در واقعه ي عاشورا امام حسين عليه السلام ويارانش با اعتماد به نفسي بي نظير پا در عرصه ي نبرد نهادند چون خود و هدف متعالي خود را كاملا مي شناختند . خداوند بندگان موفق و سعادتمند خود را با تعبير " نفس مطمئنه " ياد مي نمايد كه اين گوياي اين مطلب است كه سعادت دنيا و آخرت انسان در گرو خودباوري و اعتماد به نفس است .
:::: اقدام به تكليف ::::
مهم ترين ويژگي يك انسان سعادتمند و موفق اقدام كردن است ، چرا كه بسياري از
انسانها فقط دوستدار مؤفقيت و خوشبختي هستند ولي براي رسيدن به آن هيچ اقدامي
انجام نمي دهند . انسانهاي موفق پس از تدبير و برنامه ريزي براي رسيدن به اهداف
خود زمان را از دست نمي دهند و با اقدام به موقع ، به سمت موفقيت هاي بزرگ حركت مي
كنند . وچه زيبا خداي مهربان در كتاب آسماني قرآن فرموده اند : " دستاورد
انسان چيزي جز سعي و تلاش او نيست "
پس بايد به آنچه كه تدبير ويا تكليف ميشود عمل كرد و از مشكلات و موانع در
مسير نهراسيد واين گونه بود كه اباعبدالله الحسين نيز وقتي تكليف الهي مشخص گرديد
بدون هيچ درنگي اقدام كرد و براي خلق پيروزي حادثه كربلا و اهتزاز پرچم زيباي
اسلام با اقتدار و شهامت وارد صحنه شد.
منبع : مجله ي موفقيت /شماره 114 / صفحه 22
محبت بين ما كار خدا بود
از آنجا ما خدا را مي شناسيم
_________HAPPY NE____________HAPPY NEW
______HAPPY NEW YEAR_______HAPPY NEW YEAR 2
____HAPPY NEW YEAR 2008___HAPPY NEW YEAR 2008
___HAPPY NEW YEAR 2008 HAPPY NEW YE_______HAPP
__HAPPY NEW YEAR 2008 HAPPY NEW YE_________HAPP
_HAPPY NEW YEAR 2008 HAPPY NEW YEAR 2_______HAPP
_HAPPY NEW YEAR 2008 HAPPY NEW YEAR 2008 ______H
HAPPY NEW YEAR 2008 HAPPY NEW YEAR 2008 HAPP__HAP
HAPPY NEW YEAR 2008 HAPPY NEW YEAR 2008HAPPY N_H
HAPPY NEW YEAR 2008 HAPPY NEW YEAR 2008HAPPY NE
HAPPY NEW YEAR 2008 HAPPY NEW YEAR 2008HAPPY NEW
_HAPPY NEW YEAR 2008 HAPPY NEW YEAR 2008 HAPPY N
__HAPPY NEW YEAR 2008 HAPPY NEW YEAR 2008 HAPPY
____HAPPY NEW YEAR 2008 HAPPY NEW YEAR2008HA
______HAPPY NEW YEAR 2008 HAPPY NEW YEAR20
_________HAPPY NEW YEAR 2008 HAPPY NEW Y
____________HAPPY NEW YEAR 2008 HAPPY
______________HAPPY NEW YEAR 2008
_________________HAPPY NEW YEA
___________________HAPPY NEW
_____________________HAPPY
______________________HAPP
_______________________H
« only for you»
(¸.•´´(¸.•´´ ´´•.¸)´´ •.¸)
¸.•´
( ´•.¸
´•.¸ )
¸.•)´
(.•´
´*.
*´¨)
¸.•´¸.•*´¨) ¸.•*¨)
(¸.•´ (¸.•´ ***** NO seu
________xxxxxxxxx______xxxxxxxxx
_____xxxxxxxxxxxxxx___xxxxxxxxxxxxx
_____xxxxxxxxxxxxxxxx_xxxxxxxxxxxxxx
_____xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx
______xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx
_______xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx
_________xxxxxxxxxxxxxxxxxxxxxx
____________xxxxxxxxxxxxxxxxx
_______________xxxxxxxxxxxx
_________________xxxxxxxxx
__________________xxxxx
___________________xxxx
___________________xxx
__________________xx
_________________x
_______________
تقديم با عشق به مريم عزيزتر از جانم .
_________¤¤¤¤¤¤¤¤____________¤¤¤¤¤¤¤¤¤ _______¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_______¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ _____¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤__¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ ___¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_______¤¤¤¤¤ __¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_________¤¤¤¤ _¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤________¤¤¤¤ _¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_____¤¤¤¤¤ ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤___¤¤¤¤¤¤ ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤_¤¤¤¤¤¤¤
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ با هم باشيم ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ _¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ __¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ ____¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ ______¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤ _________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
____________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_____________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_________________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
___________________¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
_____________________¤¤¤¤¤¤
______________________¤¤¤¤
_______________________¤¤

نظرت مهمه ها !!!!!
وسيع باش و سبز بمان به وسعت جهان سرسبز خالقمان
.......................................................$$
......................................................$$$$
....................................................$$$$$$
...................................................$$$$$$$
...........$$...................................$$$$$$$$...................................$$
...........$$$$..............................$$$$$$$$$..............................$$$$
............$$$$$$........................$$$$$$$$$$..........................$$$$$$
.............$$$$$$$.....................$$$$$$$$$$......................$$$$$$$$
.............$$$$$$$$$................$$$$$$$$$$$.................$$$$$$$$$$
.............$$$$$$$$$$..............$$$$$$$$$$$..............$$$$$$$$$$$
...............$$$$$$$$$$............$$$$$$$$$$$............$$$$$$$$$$$$
.................$$$$$$$$$$...........$$$$$$$$$$.........$$$$$$$$$$$$$
...................$$$$$$$$$$$........$$$$$$$$$.......$$$$$$$$$$$$$$...........
$$$$.............$$$$$$$$$$$.......$$$$$$$$$.....$$$$$$$$$$$$$.............$
$$$$$$$..........$$$$$$$$$$$.....$$$$$$$$.....$$$$$$$$$$$$...........$$$$
.$$$$$$$.............$$$$$$$$$$...$$$$$$$......$$$$$$$$$$..........$$$$$$$
...$$$$$$$$$$.........$$$$$$$$...$$$$$$$....$$$$$$$$$$........$$$$$$$$$
.....$$$$$$$$$$$$......$$$$$$$.$$$$$$$.$$$$$$$$.........$$$$$$$$$$$$$
........$$$$$$$$$$$$$....$$$$$$..$$$$$.$$$$$$$.....$$$$$$$$$$$$$$$
............$$$$$$$$$$$$$$..$$$$$.$$$$.$$$$$........$$$$$$$$$$$$$$$
..............$$$$$$$$$$$$$$..$$$$$$$$$$$$$...$$$$$$$$$$$$$$$$
.................$$$$$$$$$$$...$$$$$$$$$$$$$$..$$$$$$$$$$$$
.........................$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
........................$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$
..................$$$$$$$$$$$$....$$$$$$$$$...$$$$$$$$$$$
.............$$$$$$$$$$$$$$......$$$$$$$$$$$....$$$$$$$$$$$
..........$$$$$$$$$$$$$.........$$$$$$.$....$$$$.....$$$$$$$$$$$
.........................................$$$$$$$..:$......$$$$$,.......$$$$$$$
.........................................$$$$$$.....$.......$$$$
.............................................$$ ........ $.........$
...........................................................$$
............................................................$$$
...............................................................$$$
: :::::::::::¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´o¶$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$¶¶¶
¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
¶´´´´´´´´´´´´´´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶$$$$¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
¶´´´´´´¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´´´7¶$$$$¶¶¶¶¶$$$¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
¶´´´´1¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¢´´´¶¶$$$$¶¶$$¶¶$$¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
¶´´´¶¶¶¶¶$¶¶¶¶¶¶¶¶1´´¶¶¶$$$$$$$$$$$$¶¶¶¶¶¶$¶¶
¶´¶¶¶¶$$$$$$$$??¶¶¶¶´´´¶¶$$$$$$$$$$$$$$$¶$¶¶¶
¶¶¶¶¶¶$$$$$$¶$$$$$¶¶¶´´¶¶$$$$$$$$$$$$$$$$$$¶¶
¶¶¶¶$$$¶¶¶¶¶¶¶$$$$¶¶¶$´¶¶¶¶$$$$$$$¶¶¶¶¶$$$$¶¶
¶¶¶¶$$$¶$$$$¶$$$¶¶¶¶¶¶¶¶¢¶¶¶¶$¶¶¶¶¶$????????¶
¶¶¶$$$$¶$$$$¶$$$$$$$$$$¶´´o¶¶¶¶¶¶¶??$$$$$¶¶¶¶
¶¶¶¶$$$¶¶$¶¶¶¶$$$$$$$$¶¶¶´´´¶¶¶7´$$$¶$¶¶$$$¶¶
¶¶¶¶$$$$$$¶$$¶$$$$$$$$$¶¶´´´´´´´¢¶¶$$$$$$$$¶¶
¶¶¶¶¶¶$?$$¶$$$$$$$$$$$$$¶¶´´oo´´¶¶$$$¶$$$$$$¶
¶´¶¶¶¶¶$$$$$¶¶¶¶¶¶¶$$$¶¶¶¶¶´7´7¶¶$$$$$$$$$$$¶
¶´´´¶¶???$???$¶¶$$$¶¶¶¶¶¶¢´´´¶¶¶¶$¶¶$$$$$$$$¶
¶´´´?¶$$??$$$??¶¶$$$¶¶o´´´´´¶¶¶$$$$$$$$$$$$¶¶
¶´´´´¶¶$$?$?$$?$¶¶¶¶¶?´´´´¢¶¶¶$$$$$$$$$$$¶¶$¶
¶´´´´o¶¶$?$$$???$¶¶¶¶´´´?¶¶¶$$$$$$$$$$$$$¶$$¶
¶´´´´´¶¶¶$$$$??$?¶¶¶¶´¶¶¶¶$?$$$$$¶¶¶$$$$¶$$$¶
¶´´o¶¶¶$¶¶¶¶$$?$??¶¶´´¶¶¶$$$$$$$$$$$$$¶¶$$$$¶
¶¶¶¶¶¶$$$$¶¶¶$??$$¶´´´¢¶¶$$$$$¶$$$$$$¶¶¶$$$$¶
¶¶¶$$$$$$$¶¶¶¶$$$$¶¶1´´¶¶?$$$¶$$$¶$$$$$$$$$$¶
¶¶$$??$$$¶$$$¶¶$$$$¶¶¶´¶¶$$$$$$$$$$¶¶$$$$$$$¶
¶???$$$$$$$¶¶$$$$$$?¶¶¶¶¶$$¶¶$$$¶¶¶$$$$$$$$¶¶
¶$¶$$$$$$$$$¶¶$¶$$$$$$$$$$$¶¶$$$$¶$$¶¶¶$$$$$¶
¶$$$$$$¶$$$$¶$¶¶$¶$$¶¶$$$$$$$$$¶¶$$¶$$$¶$$$$¶
¶$$$$$$¶$$$$¶$$¶?¶$$$$$$$¶$$$$$$¶$$¶$$$¶$$$$¶
¶¢¶¶$$$¶$¶¶¶¶¶$$¶¶$$$¶¶$$$$$$$$$¶¶$$$$¶¶¶$$$¶
¶¢$¶$$$$$¶$$$$$$¶¶$¶¶¶¶$$$$$$¶¶¶$$$$$$$¶¶¶¶¶¶
¶¢¶¶$$$$¶$$¶¶¶¶¶$$$¶¶$$¶¶¶¶¶¶$$$$$$$$$¶$¶¶$$¶
¶¢$¶¶¶¶$$¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶$$$$$$$$$$$$$$$$$$$¶¶¶¶¶$¶
¶o¶¶$$¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶$¶$$$$$$$$$$$$$$¶¶¶¶¶´´¶¶¶
¶o$¶$$$¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶$$$$$$$$$$$$$$$$$¶¶¶´´?¶¶¶
¶¢¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶´´´¶¶¶¶
¶¢$$$$$$$$$$$$$$?$$$$$$$$$$$$$$$$$$$¶´´´¶¶$$¶
¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶¶
تقديم با مهر به دوستان عزيزم
^^^^^^^^^^^^^^^^#####^^^^####^^^^^^
^^^^^^^^^^^^^^#^#^#^^^^#^^^^^#^^^^^
^^^^^^^^^^^^^#^#^^#^^#^^^^^#^^#^^^^
^^^^^^^^^^^^^#^#^#^#^#^^^##^^^#^^^^
^^^^^^#^^^^^#^^^#^#^#^####^^^#^^^^^
^^^^^^##^^^^#^^^#^#^^^^#^^^#^#^^^^^
^^^^^^###^^^^#^^^#^#^^^#^^#^^^#^^^^
^^^^^^#####^^^#^^#^^#^^##^^^^^#^^^^
^^^^^^^#####^^^############^^##^^^^
^^^^^^^^^^##^^^^##^^^^######^^^^^^^
^^^^^^^^^^^##^^###^####^^^^^^^^^^^^
^^^^^^^^^^^#####^^^^^^^^^^^^^^^^^^^
^^^^^^^^^^###^^^^####^^^^^^^^^^^^^^
^^^^^^^^^##^^^^^^^#####^^^^^^^^^^^^
^^^^^^^^##^^^^^^^^^^####^^^^^^^^^^^
^^^^^^^##^^^^^^^^^^^^###^^^^^^^^^^^
ميدوني چي شده!
اين منم كه خوابيدم روي ريل قطار ! تا نظرهم ندي پا نمي شم!!!!
~~~^^/0\^^~~~
~~~^^ () ^^~~~~
~~~^^ \/^^~~~
اگه گفتي دارم چكار ميكنم ؟ دارم تو درياي عشقت شنا ميكنم !
,,,
('0')
(| |)
J L
جوجوي من ميشي
تا من پيشي ...... \/_\/
بشم ............(='+'=)
0
<||>
\ /
چيــــــــــــــه؟؟؟؟
دلم خواسته اينجا واستم !
*"*"*
' ء _ ء '
( ه )
> < همين جوري زل زدي كه چي ؟
*"*"*
' - _ - '
( * )
> < يه بوس بده ديگه !
(';') (';')
// > < \\
// //
نه اينور! نه اووون ور ! فقط خودمو نيگا كن
/// \\\
<(@@)>
---00o----------o00---
دلم برات تنگ شده بووود . كليد نداشتم از ديوار زدم بالا ! ببينمت!
.......*......
میدونی این چیه ؟ این تویی که تنها ستاره آسمون دله منی پایینتر نرو
....
-
-
-
**** وای**** اینا **** کجابودن **** ؟
واژه نامه عشقولانه اينترنتي وموبايلي:
@
دورت بگردم
؟
گوشم با شماست
+
حواسم جمـعــته
#
اسيرتم
$
همه هستي مني
& &
چشامي
w
تاج سرمي
v^v^
بالابري پايين بري دوستت دا رم.
ميدوني ايناچيه ؟ @ @
يكي از اينا رو بگير
@
آي آي قولوه قولوه قولوه
Bib
Bib
Bib
Bib
Bib
Bib
صدای قلب من وقتی که توبامنی
Biiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiib…………..
نوارقلب من وقتی که تونیستی
این چیه؟
--@-@-@-@-@-@-@--
یه سیخ گوجه که جیگرش داره اس مس می خونه.
= =
(.) (.)
(. .)
(..........)
خوش به حالت كه موبايلت آينه داره.
=+=+=+=+=+=>>=+=+=+=+=
اين سيم خاردارو دو رخودت بکش چون دلم نمي خواد دست هيچ کسي
به گلم برسه
*
*
* *
* /-/ *
*
* *
/-/ * *
* *
/-/ *
شب
شده ! نردبون گذاشتم بري سرجات بخوابي ماه من !
به
اميد ديدار مجددتان در شهتاب . بلوگفا . كام !
